فرید پویا ارواند آبراهاميان استاد ممتاز تاريخ خاورميانه و جهان در دپارتمان تاريخ کالج باروک و مرکز مطالعات تکميلی در دانشگاه شهر نیویورک می باشد. آبراهاميان کتابهای متعددی در مورد تاریخ معاصر ایران نوشته است. فرد هالیدی در کتاب جدید 1 خود آثار آبراهاميان را از جمله بهترین نوشته ها در مورد خاورمیانه میداند. - واشنگتن پريزم: در مقاله ای به نام چپ اسلامی از رادیکالیسم تا لیبرالیسم 2 نوشته اید که رادیکالهای اسلامی سالهای اول انقلاب به لیبرالیسم در دهه نود میلادی گرایش پیدا کردند. آیا این چرخش به دلیل تحول فکری بود ویا به علت محروم شدن از قدرت؟ احمدی نژاد و هوادارانش را می توانیم رادیکالهای اسلامی سالهای اول انقلاب بدانیم؟ آبراهاميان: این دو موضوع به هم مربوطند. گرایش چپ اسلامی به لیبرالیسم نتیجه تحول فکری بوده است و نه حذف شدن از قدرت چون این جناح سالها مجلس را در اختیار داشت و خاتمی با حمایت این گروه به ریاست جمهوری رسید. چپ اسلامی هیچ وقت خود را لیبرال ندانسته است چون واژه لیبرال آمریکا و غرب را در اذهان زنده میکرد. این جناح خواهان حفظ حقوق فردي شده است. البته واژه لیبرالیسم را به مفهوم امریکایی که به معنای حفظ حقوق افراد است باید در نظر گرفت تا به مفهوم اروپایی که بیشتر معنای اقتصاد آزاد آدام اسمیتی دارد. در گفتمان این گروه صحبتی از حقوق اجتماعی مانند مسکن، بازنشستگی و حمایت از بیکاران وجود نداشت. احمدی نژاد با تکیه بر عدالت اجتماعی، اقتصاد و احیای حقوق اجتماعی موفق به جذب آراي طبقه کارگر و مردم تهیدست شد. - در کتاب ایران بین دو انقلاب (3) نوشته اید شاه برای برنامه اتمی ایران در دهه هشتاد میلادی بودجه بیست میلیارد دلاری در نظر گرفته بود. غنی سازی اتمی نیز جزو این برنامه بود. آیا می توانیم بگوییم دو سیستم سیاسی کاملا متفاوت یعنی حکومت سلطنتی و جمهوری اسلامی نگرش مشابه ای به برنامه اتمی داشته اند؟ اگر بدست یافتن سلاح اتمی را یک مسافت بیست و یک مایلی فرض کنیم بیست مایل اول آن می تواند در کادر برنامه صلح آمیز باشد. در واقع هر دو رژیم ایران در پی انتخاب ژاپنی بوده است، یعنی ایجاد و تاسیس تمامی امکانات لازم برای دستیابی به سلاح اتمی، اگر فرصت و شرایط ایجاب کند. ایران مدت زیادی مانده است تا این بیست مایل را طی کند. البته آمریکا با همین بیست مایل اول هم مخالف است چون فاصله و زمان چندانی لازم نخواهد بود تا ایران به بمب برسد. البته ایران نیز نمی خواهد تحقیقات اتمی خودرا متوقف سازد چون مساله غرور و پرستیژ ملی نیز در مورد هر دو رژیم نقش داشته است. - در کتاب خمینیسم (4) نهضت آیت الله خمینی را پوپولیستی میدانید و نه بنیادگرا. پوپولیستی به این معنی که طبقه متوسط با شعارهای انقلابی طبقات تهیدست را بر علیه امپریالیسم و قدرت سیاسی حاکم بسیج کرد. آیا میتوانیم بگوییم احمدی نژاد نیز با یک حرکت پوپولیستی به ریاست جمهوری رسید؟ البته افراد بنیادگرا نیز در جنبش آیت الله خمینی بودند، نظیر فداییان اسلام که به اجرای کلمه به کلمه شریعت و به نابرابری زن و مرد معتقد بودند. اگر به تبليغات احمدی نژاد نگاه کنیم بیشتر می توانیم او را جزو جنبش پوپولیستی گذاشت تا بنیادگرا. جالب آنکه شورای نگهبان که بنیادگراست به احمدی نژاد اجازه داد تا رفسنجانی را به ثروت اندوزی متهم کند. تصور کنید یک کاندیدای اصلاح طلب میخواست چنین حرفهایی بزند. بهرحال باید دید احمدی نژاد در قدرت خواهان اجرای سختگیرانه تر شریعت خواهد بود و یا بصورت یک پوپولیست عمل میکند. به نظر من دومین مورد احتمال بیشتری دارد. - در مصاحبه ای (5) گفته اید که برای اولین بار دولت آمریکا با قومهای ایرانی در رابطه است. آیا این به این معنا میتواند باشد که نو محافظه کاران می توانند به فکر تجزیه ایران باشند؟ نو محافظه کاران در پی نابودی جمهوری اسلامی هستند. حال اگر حکومتی لیبرال و هوادار آمریکا جایگزین جمهوری اسلامی شود برایشان ایده ال است ولی میدانند در عمل چنین کاری امکان پذیر نیست. بنابراین از طرق دیگر عمل میکنند، مثل بکارگیری سازمان مجاهدین خلق حتی اگر آنان را تروریست بدانند. گروه های جدایی طلب قومي ایران نظیر جدایی طلبان آذربایجان نيز مورد حمایت محافظه کاران جدید قرار گرفتند و حتی در واشنگتن دفتر دارند. زمانی که حوادث اهواز رخ داد در مطبوعات محافظه کاران از نارضایتی قوم عرب در مقابل حکومت مرکزی صحبت میکردند. در زمان جنگ سرد نيز آمریکا، شوروی را متهم به دامن زدن به اختلافات قومی و بهره گیری از آن میکرد. - بجز مساله اتمی چه مانع اساسی در راه بهبود رابطه ایران و امریکا وجود دارد؟ اسرائیل. هواداری ایران از فلسطین و حمایت از حزب الله لبنان باعث شده تا محافظه کاران جدید ایران را خطری برای اسرائیل بدانند. زمانی که ایران را به حمایت از تروریست محکوم می کنند منظور پشتیبانی ایران از حزب الله است نه القاعده. آنان جمهوری اسلامی را مانعی در راه صلح اسرائیل و فلسطین میدانند. 1. Fred Halliday 100 Myths about the Middle East, 2005, Saqi booksو P.83 |