از پستخانه
بلندگوی اپوزیسیون؟


واشنگتن پریزم

خدمت آقای یکتافر سردبیر پریزم:

مدت زمانی است که نشریه شما را دنبال می کنم و شما را در برنامه های تلویزیونی صدای آمریکا دیده ام. با ادعای شما در جدایی عقاید شخصی با روند عقیدتی نشریه پریزم مخالفم.

نویسنده های شما از قبیل انتخابی فرد که از قرار رابطه نامشروع ایشان با علی دایی خشم ایرانیان را برآورده است، امید معماریان و دیگران که از ایران فراری می باشند، موضوع مقالات و مصاحبه های شما از قبیل مصاحبه با فریبا داوودی مهاجر، محسن سازگارا، اکبر گنجی، تریتا پارسی و غیره و پرهیز از کوچکترین اشاره به اپوزیسیون از امثال مجاهدین و یا مصاحبه با مقامات جمهوری اسلامی، شما و نشریه شما را در یک جایگاه خاص قرار می دهد که این جایگاه بر اساس عقایدتان در برنامه های صدای آمریکا مشخص است. حال چرا دولت آمریکا اجازه می دهد که از رسانه دولتی برای دفاع از منافع جمهوری اسلامی استفاده کنید داستانی است برای آینده!

پدرام از آلمان

سردبیر:

دوست گرامی آقای پدرام،

از توجه شما به نشریه واشنگتن پریزم متشکرم. نامه شما و اظهاراتتان نمونه ای از نامه های متعددی است، که در واشنگتن پریزم دریافت می کنیم. گاهی به نظر می رسد که خوانندگان این نشریه بیشتر به دلایل وجود چنین نشریه ای، و نه به ارزش و کیفیت محتوای آن، علاقه مندند. شاید هم در فرهنگ "تئوری توطئه" ایرانیان، این دو کاملاً به یکدیگر مربوطند. در هر صورت...

در وهله اول باید اعتراف کنم که جدا کردن عقاید شخصی از محتوای نشریه واشنگتن پریزم کاری است بس مشکل، و در این مورد به شما حق می دهم که دچار شک و تردید شوید. اما به این نکته مهم اشاره می کنم که به دلیل درک وجود این چالش و اعتقاد راسخ به عملکرد رسانه ای مستقل، مسئول و منصف، و با تکیه بر تجربه چندین ساله در این حرفه دست به دامان همکاران و ناظران مستقل برای یاری در این مقوله شده ایم. اولین و مهمترین فیلتر (و موتور اصلی واشنگتن پریزم) خانم سوریه کبیری دبیر ارشد این نشریه است. جدا از این همکار عزیز دو سه ناظر که رابطه ای با این نشریه ندارند، هر هفته محتوای نشریه را زیر نظر قرار داده و پیشنهاد های خود را در رابطه با صحت مقالات و روند کلی هر شماره از نظر گرایش های عقیدتی ابراز می کنند. ما نیز تا حد امکان در چهارچوب خط مشی این نشریه، به این پیشنهادها جامعه عمل می پوشانیم .

در عین حال یک گروه پنج نفره با گرایش های سیاسی متفاوت و حرفه های مختلف هر هفته شماره های نشریه را دریافت کرده، و هر ٤ تا ۵ ماه نظرات کلی خود را در یک گردهمایی تلفنی یا اینترنتی به گوش ما می رسانند. همگی این ناظران به صورت داوطلبانه این کار را انجام می دهند، و حق الزحمه ای از این بابت دریافت نمی کنند.

در پیوند با نویسندگان این نشریه فقط به این نکته اشاره می کنم که بر اساس سیاست و روال همیشگی واشنگتن پریزم، مهمترین معیار مورد نظر کیفیت کاری نویسندگان و نه زندگی شخصی آنها بوده است. "رابطه ای" را که شما به آن اشاره می کنید بین یک زن و مرد مجرد و بالغ بوده و مربوط به زندگی شخصی خانم انتخابی فرد می باشد، که در کتاب خاطرات ایشان به آن اشاره شده است. این مسئله ربطی به کیفیت حرفه ای این خبرنگار و دیگر همکارانی که از آنها نام بردید، و مقالات وزین آنها برای واشنگتن پریزم ندارد.
در ضمن اگر به آرشیو این نشریه توجه کنید، متوجه خواهید شد که نویسندگان بسیاری از ایران، افقانستان و دیگر نقاط جهان با ما همکاری کرده و می کنند.

در رابطه با موضوع مقالات و مصاحبه ها این توضیح را ضروری می دانم، که خط مشی این نشریه از آغاز کار اجتناب از تبدیل شدن به بلندگوی تبلیغاتی به نفع و یا بر علیه گروهی خاص بوده، و همچنان می باشد. در این چهارچوب و با وجود اینکه شخصاً امیدوارم که روزی تمامی گروه های وزین اجازه مشارکت در رقابت های سیاسی جمهوری اسلامی ایران را داشته باشند، از مصاحبه با مقامات "اپوزیسیون" خارج از کشور پرهیز کرده ایم و این روال را همچنان پیگیری می کنیم. گرچه مصاحبه با آقای سازگارا را می توان تبلیغ برای "اپوزیسیون" هم تلقی کرد، اما این گفت و گو در رابطه با اعلام تحریمات دولت آمریکا بر علیه سپاه پاسداران بود، که ایشان نقشی در تشکیل آن داشت. بنابراین این نقش، و نه موضعگیری فعلی ایشان، دلیل گفتگوی مذکور بود.

در همین پیوند، واشنگتن پریزم تلاش کرد تا با مقامات سپاه در ایران گفت و گویی انجام دهد. اما متاسفانه به دلیل شک و تردید اکثر مقامات جمهوری اسلامی نسبت به مستقل بودن این نشریه و چگونگی انعکاس عقایدشان، تا کنون موفق نشده ایم این منظور را عملی کنیم. اما به سعی و کوششمان در این راه ادامه خواهیم داد. چراکه بر این باوریم که دیدگاه مسئولان کشور در این معادله، بسیار حائز اهمیت است. با عرض پوزش، دیگر شخصیت هایی را که از آنها نام برده اید از دید این نشریه "اپوزیسیون" محسوب نمی شوند.

در خاتمه باید اضافه کنم، که شما فقط به شرکت من در برنامه های صدای آمریکا اشاره کرده اید. اما من در طول یکسال گذشته بجز شبکه صدای آمریکا، در برنامه های شبکه جدید التاسیس "پرس تی وی" و "العالم" که هردو وابسته به جمهوری اسلامی ایران می باشند، شبکه الجزیره، شبکه العربیه، شبکه های سی-اسپن، سی-ان-ان و پی-بی-اس و شبکه های رادیویی آمریکا، بی-بی-سی انگلیس، دویچه وله آلمان و دیگر شبکه های فرانسوی، ژاپنی، روسی، چینی و غیره نیز، به عنوان مهمان حضور داشته ام. در عین حال، با شبکه های خبری "ایرنا" و "مهر" هم مصاحبه کرده ام . غرض از این "پز" دادن، این است که اظهار نظر های این حقیر نه بدلیل دفاع از گروه یا نهادی خاص، که بر اساس تجزیه و تحلیل بی غرض و با اعتقاد به آنچه که حمایت از آینده ایرانی موفق می باشد، صورت گرفته است. این دیدگاه در تمامی نشست ها و مصاحبه های ذکر شده، روندی یکسان داشته است.

حال این ایران موفق در غالب جمهوری اسلامی باشد، و یا دیگر خواست های مردم ایران زمین!

با این وجود تلاش ما در انعکاس واقعیت های موجود، و نه عقاید شخصی، و درک صحیح تر هر دو جامعه از یکدیگر است و در این راه از مقامات هر دو کشور مدد می طلبیم.


از حوزه اجتماعی
در رسای احمد شاه مسعود، شیر پنجشیر

 

This was not a research article or even a report. The author praised a man whom she considers a hero, while some organizations refer to him as a criminal and killer.

Washington Prism should classify this article as opinion of a writer. Otherwise WP will lose its credibility among some of its readers who come to WP web site to read analysis, reports and articles.

این نوشته مقاله ای پژوهشی و یا حتی گزارش نبود. نویسنده مردی را که از دید شخصی او یک قهرمان می باشد، ستایش کرده است. در حالی که نهاد هایی وجود دارند، که او را قاتل و مجرم شناسایی کرده اند.

واشنگتن پریزم می بایست به این نکته اشاره می کرد که این مقاله عقیده شخصی نویسنده است. وگرنه این نشریه اعتبار خود را در بین خوانندگانی که برای خواندن مقالات و گزارشات پژوهشی به تارنمای آن مراجعه می کنند، از دست خواهد داد.

از آمریکا

سردبیر:

دوست گرامی،

انتقاد شما کاملاً بجا است، و از این لغزش پوزش می طلبیم.


از حوزه سیاسی- مذهبی
دالایی لاما در واشنگتن

 

چرا دالایی لاما از ایران بازدید نمی کند. آیا از ترس چین مقامات ایرانی چنین اجازه ای را به او می دهند؟ بنظر من خیر..

در ضمن نشریه جالبی دارید. امیدوارم که در همین راه ادامه بدهید و راهی برای شکستن همیشگی این فیلتر ها پیدا کنید.

ارادتمند،

فیروز از آبادان

Bad az Karzai, Dalai Lama khosh lebostarin va khosh labkhandtarin rahbar jahan ast. Eykosh digar rahbaran ham labkhand zadan ray ad begirand!

بعد از حامد کرزی، دالایی لاما خوش لباس ترین و خوش لبخند ترین رهبر جهان است. ایکاش دیگر رهبران هم لبخند زدن را یاد بگیرند!

زیبا از سوئد


گپ و گفتگو
بدنبال ریشه های القاعده: مصاحبه با یاروسلاو تروفیموف نویسنده محاصره مکه

 

مصاحبه زکریا خواندنی بود. اما بنظرم اشغال مسجد الحرام را جدا از انقلاب اسلامی ایران و تنها بانی جنبش های افراطی کنونی معرفی کرده است. اما در واقع اینکه پس از تحولات انقلابی در ایران اشغالگران این اجازه را به خود بدهند که به یکی از مقدس ترین بناهای مسلمانان حمله ور شوند و بخواهند غربی ها را اخراج کنند خود نشانگر این حقیقت است که انقلاب اسلامی ایران نقش موثرتری در بحرکت انداختن جنبش های افراطی داشته است.

مهدی از ایران

Egypt, Saudi Arabia and Pakistan have been the hot bed of Islamic fundamentalism, and yet we have invaded Afghanistan, Iraq and…Iran? This should tell you a lot about world politics and the people who run it.

در حالی که کشورهای مصر، عربستان سعودی و پاکستان مراکز بنیادگرایان اسلامی می باشند، ما افغانستان، عراق و (شاید) ایران را اشغال کرده ایم؟ این روند (غیر منطقی) نمایانگر (بازی) سیاست جهانی و (اهداف واقعی) بازیگران آن است.

ج از انگلستان