|
|
 |
text size |
|
از حوزه هنر و موسیقی
نوای زیبای موسیقی ترکی آذربایجانی در تورنتو: گفتگوی اختصاصی با یوسف ساوالان
سوریه کبیری - واشنگتن پریزم
در مراسم بزرگداشت بهروز وثوقی در شامگاه ٢ اردیبهشت (٢٢ آوریل) سال جاری در تورنتو، وی دو بار دستخوش هیجان و احساسات شدید شد. یکی از آنها پس از اجرای ترانه های ترکی یوسف ساوالان بود. اما جالب است که این ترانه ها نه تنها هنرپیشه با سابقه سینمای ایران را که خود ترک زبان است به هیجان آورد، بلکه در کل سالن نیز شوری دگر افکند.
اینک قرارست همان صدا روز ١٤ اکتبر (٢٢ مهر) در "سالن هنرهای نمایشی مارکهام" طنین انداز شود. جالب تر اینکه گرچه ساوالان متولد تبریز و زبان مادریش ترکی آذربایجانی می باشد، اما به زبان های آلمانی، آشوری، اسپانیولی، انگلیسی، ایتالیایی، پرتغالی، فرانسوی، فارسی، و لاتین نیز می خواند. اما او صرفا اشعار را حفظ نمی کند، بلکه به تمامی این زبان ها تسلط یا آشنایی دارد. سبب این گستردگی و تسلط این است که در مدارس متفاوت آمریکای لاتین، ایتالیایی، ترکی و فرانسوی، فنون آواز خوانی را فراگرفته، و اخیرا نیز فارسی خواندن را "نزد مرحوم استاد بابک بیات" آموخته است.
از چپ: رحیم شهریاری، نریمان ممداف، زویا ثابت، پرویز قریب افشار و ساوالان
می خواهم بدانم آیا تمام ترانه های خود را، با همان شور و حال زبان ترکی می خواند. پاسخ می گیرم: "ببین یک خواننده می تواند با لهجه بسیار عالی حتی ده ترانه مثلا اسپانیولی بخواند، و آلبومی هم به بازار بفرستد. اما تا خودش نداند چه می خواند، نمی تواند احساسش را به شنونده منتقل کند. من ابتدا شعر هر ترانه را می خوانم، معمولا معنیش را می دانم و در غیر این صورت یاد می گیرم، و سپس اجرا می کنم."
گرچه ساوالان نیز مانند اکثر (و یا شاید) تمام افراد عاشق زبان مادری خویش است، اما به سبب همین تسلط و آشنایی با زبان های دیگر درک عمیق تری نسبت به زبان و فرهنگ دارد. به این مفهوم که دنیا دیدگی و وسعت اندیشه اش جایی برای قومیت گرایی تعصب آمیز باقی نمی گذارد. مثلا می گوید وقتی پس از شروع یادگیری زبان آلمانی توانست معنی "دوستت دارم" را به این زبان بفهمد، به عینه دانست که "پس نباید این زبان تنها یادآور هیتلر و خشونت باشد."
پس آیا تمام زبان ها برای انتقال موسیقی یک سان هستند؟ ساوالان می گوید: "نه! گرچه هر آهنگی برای زبانی خاص نوشته، اجرا و درک می شود، اما زبان ایتالیایی در این مورد منحصر به فرد است. "
چرا؟ "چون این زبان خودش جنبه موسیقیایی دارد. بنابراین برای موسیقی نوشتن ساده تر و زمینه آن آسان ترست. مثل دختری که خود به خود را رفتنش آهنگین و زیباست، و به همین سبب برای یادگیری رقص آماده تر می باشد. موتزارت پیش از نوشتن نخستین اپرای خود، سه سال به کشورهای گوناگون سفر کرده، اپراها را دیده، و سپس کارش را آغاز کرده است. اما با اینکه زبان مادری وی آلمانی است، اما از آن همه اپرا تنها دو تای آنها را به این زبان و بقیه را به ایتالیایی نوشته است."
می پرسم: "با این حساب شما چگونه شعرهای خود را انتخاب می کنید؟" پاسخ می دهد: "یکی از اساتید من در بروکسل پایتخت بلژیک، "ساندور برتمن" یهودی هفتاد و نه ساله مجاری بود. هر شعری را که می خواستم بخوانم، می گفت ابتدا به هر زبانی که هست به همان زبان برایم بخوان. اگر آنگونه که منظور او بود موفق می شدم، می گفت خوب بخوان. چراکه وزن باید درست باشد و نت ها روی حساب معینی مانند بخش (سیلاب) ها ی یک زبان نوشته می شوند."