از حوزه هنر و سینما
بهروز وثوقی: نمی خواهم در فیلم هایی بازی کنم که ایرانیان را تروریست نشان بدهند

بخش دوم

سوریه کبیری- واشنگتن پریزم

اما تجلیلی که اشک به چشمان بهروز وثوقی آورد، پیام تلفنی ناصر ملک مطیعی بود. او پیام خود را با "برای برادرم قیصر" آغاز کرده، و با عبارت "برادرت فرمان" به پایان برده بود. ملک مطیعی در این پیام از اینکه "چنین نازنین هایی را در غربت رها کردیم" افسوس خورده، و بهروز را "سیمرغ بلورینی که در آسمان های دور در پرواز است" خوانده بود. وی در بخش دیگری از پیام خویش آورده بود "عبدالله موحد و بهروز وثوقی را در ترازو گذاشتم." او دریغ داشت که این هر دو، در غربتند.

دیگر پیام از تهران رسیده، از سوی "جعفر والی" بود که از اینکه توفیق نداشت شخصا در مراسم حضور یابد، اظهار تأسف و شرمساری کرده بود. وی همچنین جمع شدن دوستان قدیمی و کار کردن یک نمایشنامه با یکدیگر را، آرزوی خود بر شمرده بود.

بهروز وثوقی کتاب خاطرات خود را برای هواداران امضاء می کند

پرویز پرستویی و فاطمه معتمدآریا نیز پیام هایی برای این مراسم فرستاده بودند. پرستویی برای این مراسم یک لوح فشرده (سی دی) ویژه تهیه، و ارسال کرده بود. او در پیامش که روی تصویری از خود گذاشته بود، بهروز وثوقی را "کاشف عشق بر پرده نقره ای" خطاب کرده، و او را ستوده بود.

معتمدآریا نیز که در خطه زیبای شمال کشورمان در حال بازی در فیلم بود، در مقابل "هنرمندی بهروز وثوقی" سر تعظیم فرود آورده بود.

در فواصل پیام های مذکور، "کاوه والایی" به همراه کیبورد "فرزاد امتثالی" ترانه های هنرمندان فقید فرهاد و فریدون فروغی را که در فیلم های بهروز وثوقی اجرا شده بود، باز خوانی کرد. "یوسف ساوالان" نیز دو ترانه به زبان آذری اجرا کرد، که به شدت مورد استقبال حضار و بهروز وثوقی قرار گرفت که خود آذری زبان می باشد.

بهروز وثوقی پس از هر اجرا از جا برمی خاست، و هنرمند مورد نظر را تشویق می کرد. وقتی هم که یوسف ساوالان را در آغوش گرفت، هردو به شدت دستخوش احساسات شدند.

در انتها نوبت به بهروز وثوقی رسید، که با دعوت عارف محمدی به روی صحنه آمد. او ناچار شد مدتها با سر خم شده در برابر جمعیت بایستد. چرا که کف زدنهای ممتد را پایانی نبود. سرانجام با خواهش محمدی و آرام گرفتن حضار، وثوقی مهلت سخن یافت و گفت: "امشب یکی از عاشقانه ترین شبهای زندگی منه." وی از عارف محمدی و همکارانش تشکر کرد که امکان چنین شبی را برایش میسر کرده بودند.

عباس جوانمرد و بهروز وثوقی

وثوقی در ابتدای سخنانش نسبت به پیش کسوتان خود که در سالن حضور داشتند با ذکر نام یک یک آنان و کارهای مشترکی که با آنها انجام داده، ادای احترام کرد. وی همچنین با تقدیر از سینماگران پیش از خود از قبیل ملک مطیعی، فردین و آرمان آنها را هموار کننده راه سینمای ایران دانست، که زمینه کار هنرمندانی چون خودش را فراهم کردند. وثوقی گفت که "سینمای ایران با عشق آغاز شد، و عشق دست اندرکاران راه سخت آن را هموار نمود."

او با اشاره به زمانی که آقای عباس کیارستمی جایزه کوروساوای خود را به وی اهدا کرد، این کار را "بخشش افتخارآمیز" خواند که "تا آخر عمر" از یادش نخواهد رفت. بهروز وثوقی رسیدن خود به نقطه فعلی زندگیش را مدیون همکاری صدها انسانی دانست، که در کنار یکدیگر کار کردند.

وی در ادامه گفت: "من ضمن سپاس از شما، احترام شما را سزاوار کسانی می دانم که در خلق بهروز وثوقی سهیم بوده اند." او در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت "ما ارج خود را از همدلی تماشاگران با آنچه در پرده نهادیم، گرفتیم."

وثوقی با تقدیر از بازیگران پس از انقلاب مانند پرویز پرستویی، گفت که این سینما ادامه راه افرادی چون انتظامی، والی و سایر پیشکسوتان می باشد. وی درخواست کرد که به جای بزرگداشت فرد "بزرگداشت هنر را جشن بگیریم."

او همچنین گفت که "فشار کار و محدودیت ها اجازه کار آزادانه را از جوانان گرفته است." وثوقی در ضمن سخنان خود اظهار داشت که تصمیم دارد یک آموزشگاه هنرپیشگی راه اندازی کند تا جوانانی را آموزش دهد که در امور هنری از فیلمنامه نویسی گرفته تا بازیگری استعداد دارند، اما پشتیبان ندارند.

پس از سخنان بهروز وثوقی از حضار خواسته شد که در صورت تمایل پرسش های خود را با وی در میان بگذارند.

نخستین پرسش را آقایی مطرح کرد و گفت: "همه ایرانی ها با کارهای هنری شما و احتمالا با عشق شما به تصوف آشنا هستند، می شود نظرتان را در مورد ارتباط عرفان با هنر بگویید؟" وثوقی با اشاره به اینکه عرفان یعنی حقیقت هر چیزی، گفت که "اگر با عرفان آشنا نمی شدم، یقینا امروز اینجا نبودم."

او خدا، عشق و نور را زیبایی هستی نامید، و گفت که برخورد با آنها در زندگی کاری و شخصیش تأثیر داشته اند. وی ابراز اطمینان کرد که در صورتی که بتواند مجددا در نقشی مورد علاقه خود ظاهر شود، عرفان سبب خواهد شد نوع کاری که ارائه می کند، متفاوت باشد. او گفت اکثر کارهای خارج از ایران خود را برای دور نبودن از حرفه خود انجام داده، و این نقش ها او را ارضاء نکرده اند.

بهروز وثوقی در پاسخ به این پرسش که چرا پیش از این کلاس هنرپیشگی خود را راه نینداخته، گفت: "امکانات کم بود، و من فکر می کردم به ایران بازمی گردم و در آنجا کار می کنم. در ایران کلاس بازیگری نبود، ولی اینجا اینقدر کلاس و دانشگاه وجود دارد که مطمئنم در آینده نزدیک خیلی از ایرانی ها در تمام زمینه های سینمای آمریکا حضور خواهند داشت. الان در فکر ایجاد یک بنیاد خیریه هستم، و یک هیئت مدیره که با این فکر آشنا باشند. برای این که جوانان ١۸ تا ٢٤ ساله از هرگوشه دنیا پس از امتحان ورودی، به مدت ۵ سال در زمینه های مختلف مربوط به سینما تحصیل کنند. جوانانی که استعداد دارند ولی حامی ندارند."

وی در مورد کارهای خود در آمریکا گفت که به علت بازی در فیلم کاروانها در کنار آنتونی کوئین، به عضویت سندیکای هنرپیشگان آمریکا پذیرفته شد. در همان هنگام رضا بدیعی نیز، به او نقش داد. اما "گروگان گیری (در تهران) و بعد هم مارک تروریست زدن به ایرانی ها، سبب شد که به خاطر ایرانی بودن، نمی توانم بازی کنم. من هم دلسرد شدم. از پذیرفتن نقش های کوچک هم خودداری کردم. چرا که گفتم نمی خواهم چوب خط بزنم و تعداد فیلم هایم را بالا ببرم. اینک نیز گرچه در سینمای آمریکا کم کم دارند از خارجی ها استفاده می کنند، اما می خواهند از ایرانی ها به عنوان (در نقش) تروریست استفاده کنند. من نمی خواهم در فیلم هایی بازی کنم که ایرانیان را تروریست نشان بدهند. به هر حال به مدیربرنامه (ایجنت) ام گفته ام که اگر نقشی هایی که پیشنهاد می شود بیشتر از نقش های قبلیم نباشد، حداقل هم سطح آنها باشد. ولی در حال حاضر نقش هایی که به من پیشنهاد می شود، رل هایی نیست که شما توقع داشته باشید من بازی کنم."

گرچه هنوز پرسش های زیادی باقی مانده بود، ولی ساعت کار سالن اجازه طرح آنها را نداد.

بیرون از سالن اجرای برنامه، بهروز وثوقی پشت میزی نشست تا کتاب خاطرات خود را برای هوادارانش که در صفی طویل ایستاده بودند، امضاء کند. تک تک خریداران کتاب او، در کنار وی عکس یادگاری نیز می گرفتند.

یک خانم از گروه انتظامات سالن توجه مرا به خود جلب کرد. او به رئیس خود می گفت که بسیار مایل است با بهروز وثوقی عکسی به یادگار بیندازد. وی در مقابل پرسش من، خود را "عاقله نیازی" معرفی کرد. خانم نیازی، زاده افغانستان است و از ۱٢ سال پیش در کانادا زندگی می کند. او در پاسخ به این سوأل که چرا دوست دارد با آقای وثوقی عکس بگیرد، گفت: "ما افغان ها کلا به فیلم ها و موسیقی های ایرانی علاقه داریم. در اینجا نیز از طریق ماهواره تمام برنامه های فارسی را پیگیری می کنیم. به علاوه ما با ایرانیان اشتراکات زبانی و فرهنگی زیادی داریم"

بهروز وثوقی و یوسف ساوالان

در کتاب خاطرات بهروز وثوقی می توان با زندگی وی از بدو تولد، نوجوانی، نخستين عشق دوران مدرسه، چگونگی ورود به سينما، خروج اتفاقی از ايران و زندگی در آمريکا آشنا شد. همچنین از آنجا که وی از چهره های بسیار مطرح بوده، خواندن این کتاب اطلاعات جامع و جالبی از تاريخ آن برهه سینمای ایران به دست می دهد.

کتاب همچنین در مورد زندگی او در خارج از کشور، محدوديت‌های حضور در سينمای آمريکا، و شرکت اجباری در برخی کارهای کوچک به سبب دور نماندن از صحنه، پاسخ خوبی به آن دسته از علاقمندان وی می دهد، که مایلند بدانند او پس از اقامت در آمریکا چه کرده است.
خواننده همچنین در می یابد که وثوقی به رغم سختی ها و مشکلات موجود، پيشنهادهای نان و آب دار برای شرکت در فيلم ‌هایی چون "بدون دخترم هرگز" را رد کرده است. چرا که آنها را ضد ایرانی می داند.

این کتاب به کوشش ناصر زراعتی، کمک مرتضی نگاهی و به وسیله "نشر آران پرس" در سانفرانسیسکو منتشر شده است. وثوقی با این امید که نخستین چاپ این کتاب در ایران صورت بگیرد، انتشار آن را يک سال به تأخير انداخت.

گروه فرهنگی و هنری موج نو در سال ١٣۸٢ (٢٠٠٣) و به منظور برگزاری جلسات نقد و بررسی، و آموزش سینما برای علاقمندان، در تورنتو تأسیس گردید. این گروه نخستین کارگاه آموزشی خود را در ١٣۸۵ (٢۰۰٤) برگزار کرد.

گروه مذکور پیش از این نیز، از هنرمندانی چون جعفر والی و مهین اسکویی (هردو از بازیگران و کارگردانان پیشکسوت ایران)، تجلیل کرده، و یادواره ای نیز برای رضا ژیان برگزار نموده است.

گروه ایرانیان تورنتو (تورنتو ایرانینز)، در سال ١٣۸٠ (٢٠٠۱) بنیان نهاده شده است. این گروه غیر سیاسی، غیر مذهبی، و مستقل است.
گروه مذکور پیش از این نیز برنامه هایی را اجرا کرده، که از میان آنها می توان از برگزاری جشن نوروز سال جاری در مجلس استانی انتاریو نام برد.

سوریه کبیری دبیر ارشد واشنگتن پریزم است