يادداشتی از اروپا
گپی با دکتر يان ريشارد

فرید پویا- واشنگتن پریزم

دکتر یان ریشارد استاد دانشگاه سوربن نوین در پاریس، و نویسنده کتابها و مقالات متعدد در مورد مذهب شیعه، تاریخ معاصر ایران و متفکرین مسلمان می باشد. وی در ایران نیز زندگی کرده است. او اخیرا به سمت ریاست موسسه پژوهشی فرانسه در تهران منصوب شد، ولی به خاطر عدم صدور ویزا از سوی جمهوری اسلامی، از این مقلم کناره گیری کرد. فرصتی پیش امد تا با ایشان گفتگویی داشته باشیم.

واشنگتن پريزم: متفکران مسلمانی از جمله دکتر عبدالکریم سروش، در ایران از دمکراسی اسلامی و یا مذهبی صحبت کرده اند. نظر شما در مورد این اندیشه و تفکر سیاسی چیست؟

يان ريشارد: دمکراسی مذهبی در چارچوب مسیحیت بوده، و در چارچوب اسلام نیز تازگی ندارد. در مورد اسلام می توانیم بگوییم که این  تفکرلااقل ازدوره مشروطیت وجود داشته و علمایی که عقاید اصلاح طلبی داشتند، با نهضتهای ترقی خواه همکاری می کردند.

شاه درچند مورد درباره برخوردش با امام زمان صحبت کرده است

این علما همکاری خود را با نیروهایی مانند فرامانسونها که مذهبی نبودند، با دلایل مذهبی توجیه می کردند. از جمله این دلایل، می توان ازعدالت اجتماعی، تساوی انسانها در برابر خدا و یا این موضوع نام برد، که در اسلام امت مسلمان خودش سر نوشت خود را تعیین می کند.

دمکراسی مذهبی چیز جدیدی نیست که آقای سروش مطرح کند، ولی ایشان با یک زبان نو و با برداشتی که از مدرنیته غربی دارد، روحیه تازه ای به دمکراسی غربی می دهد. مثلاً اگر سروش را با علی شریعتی مقایسه کنیم، فرق زیادی می بینیم. شریعتی برخلاف  سروش، آشنایی زیادی با فلسفه غرب نداشت و با دلایل عقل گرایانه، در پی توجیه دمکراسی مذهبی نبود.

شریعتی می خواست که مسلمین از جریانهای ترقی خواه جهان سوم عقب نمانند. امروز این مفهوم کاملاً دگرگون شده است.
 
مساله جدیدی هم که در دمکراسی مذهبی سروش می توان دید، خود سروش است که از مدافعین ولایت فقیه بوده و چند سال پس از انقلاب اسلامی، متوجه شکست عقیدتی ولایت فقیه و به بن بست رسیدن سیاست دینی شده است. سروش مانند بسیاری از مردم و جوانان ایران، می خواهد بین سیاست و مذهب فرق قایل شود.

ملی شدن نفت در زمان دکتر مصدق، با مساله هسته ای امروز شباهت دارد

فراهم کردن شرایط برای بازگشت امام زمان در صحبتهای دولت ایران بارها ذکر شده است. تاثیر این امر را در سیاستگزاری رئيس جمهور احمدی نژاد، چگونه ارزیابی می کنید؟

از یک سو می توان گفت که شاید این موضوع، نیرنگی برای جذب مردم ساده ایران باشد. ولی از طرف دیگر اینگونه عقاید در جامعه ایران و اندیشه مردم ریشه عمیقی دارد. اگر کتابهای محمد رضا پهلوی شاه سابق را خوانده باشید، همین حرفهای آقای احمدی نژاد را می بینید.

شاه درچند مورد درباره برخوردش با امام زمان صحبت کرده است. مثلا در جایی می گوید در کوچه ای در شمیران بودم، چند نفر هم همراهم بودند و یک دفعه دیدم که نوری به طرف من می آید. از بقیه پرسیدم این نور را دیدید، گفتند خیر. شاه معتقد بود این نور، امام زمان است. می بینیم که این حرفها شبیه گفته های احمدی نژاد می باشد. به هر حال این حرفها در سطح عامه مردم است.

شما حدود یکسال پیش مقاله ای در لوموند نوشتید و دستیابی به تکنولوژی هسته ای را در یک سیر منطقی در تاریخ ایران بررسی کردید. ممکن است در این باره توضیح بدهید؟

به نظر من ایران می خواهد که خود بر منابع خویش سلطه داشته باشد، نه اینکه از خارج دستور بگبرد. ملی شدن نفت در زمان دکتر مصدق، با مساله هسته ای امروز شباهت دارد. چون ایران نمی خواهد از خارج دستور بگیرد و می خواهد حق مطلق بر منابع خودش، از طرف سایر ملل هم به رسمیت شناخته شود.

من معتقدم که نه شاه و نه جمهوری اسلامی، به دنبال فناوری هسته ای برای ایجاد برق نبوده و نیستند. چون با نفت و گاز می توانند تولید انرژی  را ساده تر انجام دهند. ایران می خواهد در کنار پاکستان و اسرائیل، قدرت بالقوه هسته ای به دست بیاورد. منطق هسته ای ایران، براساس استدلال بازدارنده است.

فرانسه اخیراً در مورد بحران هسته ای ایران از  موضعگیری چین و روسیه دفاع کرده است. نظر شما در این باره چیست؟

البته موضعگیری اخیر شیراک رئیس جمهور فرانسه، مرا زیاد متعجب نکرد. بی تردید، این مساله روشن است که آمریکاییها به راحتی نمی توانند با ایران بر سر میز مذاکره بنشینند و اروپاییها از این فرصت استفاده می کنند تا به منافع کلان اقتصادی دست یابند. شرکتهای فرانسوی مانند توتال قراردادهای عظیم با ایران دارند و فرانسه از نظر تولید برق هسته ای، از پیشرفته ترین کشورهاست. از این لحاظ حرفهای شیراک هدفی غیر از حفظ منافع اقتصادی فرانسه، نداشت.

شما که جامعه معاصر ایران را مطالعه می کنید، آیا انتخاب احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور شما را متعجب نکرد؟  آیا اصلاح طلبان می توانند یک نیروی جایگزین به شمار آیند؟

متاسفانه اصلاح طلبان هشت سال فرصت داشتند و کار چندانی نکردند، و امید چندانی به برگشتشان نیست. من از انتخاب احمدی نژاد تعجب کردم و فکر می کردم رفسنجانی در انتخابات پیروز می شود. چرا که نیروی زیادی پشتیبانش بود. اما به خاطر آنچه که در مورد نقشش در قتلهای زنجیره ای و يا بی توجهی به آن گفته شده، و همچنين اتهامات وارده در مورد سوءاستفاده مالی و  فرصت طلبیهای  مختلف در جمهوری اسلامی ، اینقدر نزد مردم چهره منفی دارد که کنار گذاشته و شخص ناشناسی مانند احمدی نژاد رئیس جمهور شد.

آقای احمدی نژاد تا حدودی در ایران موفق است و هر چقدر در غرب بیشتر به او ناسزا بگویند، در ایران محبوبتر می شود

به نظر من آقای احمدی نژاد تا حدودی در ایران موفق است و هر چقدر در غرب بیشتر به او ناسزا بگویند، در ایران محبوبتر می شود. این چیز عجیبی در سیاست ایران است که وقتی رهبران ایران بد یا خوب، در خارج کشور مطرح می شوند، در ایران قهرمان به شمار می آیند.

باید بگوییم احمدی نژاد سیاست عوام فریبانه دارد و دوراندیش نیست. تا زمانی که غربیها او را به این شدت مورد حمله قرار دهند و بودجه عظیم ناشی از قیمت بالای نفت را در اختیار داشته باشد، روز به روز قویتر خواهد شد.


فرید پویا، پژوهشگر و روزنامه نگار مستقل، از همکاران واشنگتن پریزم بوده و با نشرياتی ديگر از جمله انترناسیوناله و صداهای جهانی هاروارد نیز، همکاری می کند.