اميد معماريان - واشنگتن پریزم دکتر داریوش زاهدی استاد علوم سیاسی دانشگاه برکلی کالیفرنیا و مولف دو کتاب است، که کتاب انقلاب اسلامی وی در این دانشگاه تدریس می شود. او در گفتگویی با واشنگتن پریزم به پرسش هایی چون علت درز اطلاعات برنامه حمله آمریکا به ایران و امکان چنین حمله ای، پاسخ داده است. طی هفته های گذشته مطبوعات آمریکایی واروپایی مطالبی را درخصوص حمله احتمالی ایالات متحده وحتی انگلیس واسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران منشتر کرده اند. با توجه به پافشاری ایران بر ادامه غنی سازی اورانیوم وهمچنین اصرار مقامات آمریکایی برای توقف این روند وعدم تحمل "ایران هسته ای"، به نظر شما احتمال وقوع چنین رویدادی چقدر است؟
فکر می کنم در داخل ارتش، دولت آمریکا وحتی پنتاگون مخالف نسبت به سیاست خارحی آمریکا زیاد است مهمترین مطلبی که در این زمینه منشتر شده، مقاله مفصل سیمور هرش در هفته نامه معتبر نیویورکر بود که معمولاً گروه بزرگی برای کنترل مطالب دارند. فکر می کنم در داخل ارتش، دولت آمریکا وحتی پنتاگون مخالف نسبت به سیاست خارحی آمریکا زیاد است. این مخالفتها با توجه به جهت گیری های برخی مقامات آمریکا ومشخص شدن آثار زیان باری که ازخود به جای می گذارد، روز به روز بیشتر هم می شود. در دستگاه اداری (پرزيدنت جرج) بوش، خیلی ها به خاطر اشتباهاتی که در عراق شده، از تصمیمات نو محافظه کاران و شخص (وزير دفاع دونالد) رامسفلد، دل خوشی ندارند و به هیچ وجه نمی خواهند اشتباهات پیش آمده در آنجا، در کشوری مثل ایران هم تکرار شود. بنابراین مشاهده می کنیم اطلاعاتی از این دست که آمریکا برنامه حمله به ایران دارد، به اشکال مختلف، از پنتاگون به بیرون درز می کند. مسلم است که ایالات متحده حتما - به روال معمول دستگاه های اطلاعاتی وامنیتی خود- در فکر برنامه های احتمالی بوده وخواهد بود.
حمله اسرائیل به نیروگاه اتمی عراق نشان داد که صدام حسین پیش از این حمله ، ۵۰۰ نفر را برای تحقیقات هسته ای به کار گرفته بود، اما پس از آن تعداد این افراد را به ٧۰۰۰ نفر رساند.
اما درز چنین اخباری حاکی از آن است که (احتمالاً) بخشی مایل هستند که در مورد این موضوع بیشتر بحث شود و به مخالفان حمله نظامی به ایران فرصت داده شود که بگویند چرا درحال حاضر چنین کاری احمقانه است. اگر احتمال ما درست باشد، نشانگر آن است که این بخش در مورد اعمال نقطه نظر خود موفق بوده است. چرا که از زمان انتشار مقاله سیمور هرش، مطالب در مورد ایران چند برابر شده و مخالفین حمله هم فرصت چند برابر پیدا کرده اند تا درمورد خطرات حمله به ایران به اظهار نظر بپردازند. این امر تنها به جراید محدود نمی شود، بلکه در مجلسین نیز در مورد آن، صحبت بیشتری می شود. به صورتی که چندین تن از سناتورهای برجسته آمریکا هم اشاره کرده اند که باید با ایران مستقیماً وارد مذاکره شد. نمونه بارز آن هم مقاله چهار شنبه گذشته توماس فریدمن در روزنامه نیویورک تایمز است که اگر آمریکایی ها بخواهند - با همین افرادی که در عراق چنین مشکلاتی درست کرده اند- به ایران بروند، بهتر است ایران قدرت هسته ای بشود.
مسلماً جمهوری اسلامی در حال حاضر - به چند دلیل- فکر می کند در موقعیت خوبی است ومی تواند با آمریکا با این زبان سخن بگوید. اولاً آمریکا در عراق در وضعیت بدی گیر کرده و اوضاع آن کشور روز به روزبه جای بهبود، بدتر می شود. ثانیاً محبوبیت رئیس جمهور آمریکا خیلی پایین است و آمریکا ظرفیت زیادی برای حمله نظامی و اشغال ندارد. چرا که در عراق گیر افتاده، آسیب پذیری خیلی زیادی دارد وایران در موقعیتی است که می تواند به منافع آمریکا صدمه جدی بزند. قیمت نفت هم مسئله مهمی است که بالارفتن آن برای اقتصاد جهان هزینه زیادی دارد. دروغ آمریکا در مورد سلاح های کشتارجمعی در عراق، به اعتبار آن کشور به شدت لطمه زد و حالا مجبور است راه حل سیاسی را بیشتر مورد توجه قرار دهد. ایران هم در موقعیتی هست که بتواند حمله احتمالی آمریکا را جبران کند و دست به اقدامات تلافی جویانه بزند. به این دلایل، ایران فکر می کند در موقعیت خوبی است واحتمال حمله - نه اینکه نباشد- خیلی پایین است.
به اعتقاد من ایران و آمریکا باید وارد مذاکره شوند وفقط در مورد عراق صحبت کردن هم، کار درستی نیست. دیگر آن که کسی با حمله نظامی به ایران موافق نیست. در صورتی که درمورد عراق حداقل انگلیس با آمریکا موافق بود. فراتر اینکه به نظر می رسد خود ارتش آمریکا نیز با این موضوع مخالف است. یکی از دلایل درز کردن این اطلاعات هم ممکن است همین باشد که خیلی ها نگران حمله به ایران هستند و برخی از امرای ارتش هم - به خاطر اشتباهاتی که درعراق شده- خواستار برکناری رامسفلد شده اند.
حمله اسرائیل به نیروگاه تموز (اوسیراک) عراق نشان داد که صدام حسین پیش از این حمله ، ۵۰۰ نفر را برای تحقیقات هسته ای به کار گرفته بود، اما پس از آن تعداد این افراد را به ٧۰۰۰ نفر رساند. به علاوه اگر آمریکا واقعاً دست به حمله بزند، ایران مسلماً از پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای -ان پی تی- خارج خواهد شد وتمام توان وسعی خودش را مصروف این هدف خواهد کرد که هر چه زودتر به انرژی هسته ای دست یابد. مسائل دیگر ی مانند قیمت نفت و یا اقدامات تلافی جویانه نیز مطرح خواهد شد.
به علاوه ایران قادر است سختی موجود در عراق را بیشتر کند، در افغانستان و منطقه خلیج فارس نیز توانایی هایی دارد. شیعیان عربستان نیز در منطقه ای بسیار حساس در استان "الحصا" زندگی می کنند. جایی که بسیا ری از منابع نفتی عربستان درآنجا قراردارد و اگر اوضاعش به هم بریزد، قیمت نفت از مرز صد دلار خواهد گذشت. این هم که ایران اعلام کرده چهل هزار نفردر حملات انتحاری شرکت می کنند، موضوع دیگری است که به هرحال نمی توان از کنار آن گذشت. ایران به دلیل نفوذش بر حزب الله، می تواند از آنها استفاده کند. بسیاری از تحلیل گران معتقدند که دستیابی حزب الله به اهداف جهانی از القاعده خیلی بیشتر است. ولی اگر ایران را بمباران کند، تاثیری منفی خواهد داشت. مسئله خشم مسلمانان نسبت به آمریکا نیز وجود دارد که بر اثر چنین اقدامی بیشتر خواهد شد. موضوع دموکراسی در ایران نیز مطرح است که حمله به آن مسلماً کمکی به جریان دموکراسی در ایران نخواهد کرد و به عکس به آن قسمت از رژیم که می خواهد جامعه مدنی و مخالفان را سرکوب کند، بهانه خوبی خواهد داد که نیت خود را عملی کند و طبعا این هم به نفع دموکراسی سازی در ایران نیست.
به نظر من تصمیم ایران راهبردی (استراتژیک) است و تا زمانی که ایران وآمریکا با هم کنار نیامده اند وآمریکا به راحتی می گوید که در پی نابودی ایران است، طبیعی است که ایران بخواهد دنبال انرژی اتمی برود. مقامات جمهوری اسلامی دیدند که در عراق چه اتفاقی افتاد ودر کره شمالی چه اتفاقی نیافتاد. عراق سلاح (هسته ای) نداشت و آمریکا به آنها حمله کرد وصدام را از بین برد، اما کره شمالی داستان دیگری پیدا کرد. به اعتقاد من ایران و آمریکا باید وارد مذاکره شوند وفقط در مورد عراق صحبت کردن هم، کار درستی نیست. البته ایران هم فقط در مورد عراق صحبت نخواهد کرد. خیلی واضح است که اگر ایران به آمریکا کمک کند که ثبات نسبی در عراق برقرار شود، به آمریکا فرصت می دهد که با ایران درافتد. نتیجه حمله نظامی یه ایران به قدری ناهنجار است که از هر زاویه ای به آن نگاه کنیم، بهتر است که هیچ وقت اتفاق نیافتد. دو طرف باید بتوانند در مورد همه مسائل خودشان با يکديگر صحبت کنند. تا زمانی که نظام (ایران) از حمله آمریکا وحشت دارد، هیچ دلیلی برای دنبال نکردن برنامه هسته ای خود ندارد. اما اگر ضمانت های امنیتی بگیرد، اوضاع تغییر می کند. به علاوه ایران به حدی در باره چرخه سوخت اتمی صحبت کرده است که عقب نشیتی کردن (از آن) بسیار مشکل است.
|