text size

از حوزه سیاسی
یادداشتی در مورد خط مشی نوع رابطه با تهران ظرف ٦ تا ١۲ ماه آینده
بخش نخست


مقدمه

این یادداشت که روز ١۵ اوت (۲۵ مرداد) انتشار یافت، بر مبنای مباحثی تنظیم گشته که در خلال ٢٠ نشست از ١٤ تا ١٨ ژوئیه (۲٤ الی ٢٨ تیرماه) با حمایت "بنیاد استنلی" مستقر در واشنگتن دی سی ارائه شدند. این مباحث از جانب دو کارشناس مسائل خلیج فارس یعنی ریکاردو ردائلی (میلان، ایتالیا)، و انوش احتشامی (لندن، انگلستان) عنوان گردیده اند.
دکتر ردائلی نویسنده "چرا روابط گزیده؟ منافع ایرانیان و غربی ها نزدیکتر از آنست که تصور می رود" می باشد، و "پیدایش و تأثیر نومحافظه کاران ایران" به قلم دکتر احتشامی است.

نشست های مورد اشاره شامل جلسات رودررو با اعضای هر دو مجلس نمایندگان و سنای آمریکا، رخدادهایی برای حرفه ای های جوان، دانشجویان، انترن های مهمان، شام در سطح مقامات اجرایی، و یک هیئت ویژه خط مشی های گسترده تر جوامع بود.

سیری در ٦ تا ١۲ ماه آینده

"کاستی" عمده شش ماه تا یک سال آتی این است که وضعیت داخلی ایران باید از این دیدگاه مورد ملاحظه قرار بگیرد، که روند آن به شدت به سمت پذیرش گسترده تعامل با غرب می باشد. اما برخلاف تحلیل های غربی و به ویژه آمریکایی در مورد دیپلماسی و سیاست خارجی، روند داخلی در ایران به مفهوم هیچ راه حل "فوری" سیاه و سفید برای اسرائیل، عراق، مسائل موشکی و هسته ای، و مباحثی از جمله تسلیم ایران در برابر اتمام حجت (التیماتوم) های اخیر نیست.

بلکه نشانگر آنست که اگر غرب و به ویژه آمریکا بخواهند، می توانند از طریق دست اندرکاری در مسائل و دل نگرانی های مشترک که در گذر زمان سرانجام به چهارچوب های مؤثر این مسائل مانند اسرائیل و "پرونده هسته ای" منجر می شود که طرفین در مورد آنها به شدت اختلاف نظر دارند، روند یا روابط امنیتی درازمدت با ایران را بنیان بگذارند.

بااین حال رسیدن از وضعیت موجود به همکاری و رقابت مدیریت شده، روندی مشکل و طولانی خواهد بود.

آمریکا باید عکس العمل مثبت و محتاطانه ایران به روند ۵+١ را، به عنوان "بله" به هدف نهایی "توقف در برابر توقف" تلقی کند. این امر به مفهوم عدم سانتریفیوژهای جدید و در نهایت توانایی غنی سازی با اورانیوم خاص که بتوان "ردیابی" آن را تأیید کرد، و انبار ضایعات در سایر کشورها، می باشد.

خلاصه اینکه تعلیق کامل، باید به عنوان هدف غیرواقعگرایانه منتفی شود. (هدفی که حتی اصلاح طلبانی چون خاتمی نیز، در برابر آن تمکین نمی کنند.)

ریکاردو راددلی

در عوض آمریکا باید به روند ۵+١ به عنوان طی طریقی به سمت راهکاری موثق تر و تأیید شده تر بنگرد، که کشورهای دیگر مانند روسیه، و اتحادیه اروپا را نیز در بر می گیرد.

گرچه وجود ظرفیت غنی سازی برای هر رهبر واقع گرای ایرانی غیرقابل بحث و جرح و تعدیل است، اما گستردگی و دامنه این ظرفیت قابل چانه زدن است. این نکته ای است، که در ماه های اخیر مورد اشاره قرار گرفته است.

در این پیوند حضور سفیر برنز در گفت و گوهای اخیر ۵+١ اهمیت داشت. چرا که این علامت را می داد، که خود سیاست آمریکا نیز رو به (تغییر و) تکامل است.

بنابراین اشتباه خواهد بود که به نبود "بله" بدون شرط ایران به بسته ۵+١ در روز ١٩ ژوئیه (٢٩ تیر) به چشم آخر خط نگاه کنیم، که رفتن به سمت راهبرد خفه کردن و سرکوب اقتصادی ایران را غیرقابل اجتناب می سازد.



صفحه  [1] 2