یادداشتی در مورد خط مشی نوع رابطه با تهران ظرف ٦ تا ١۲ ماه آینده بخش نخست مقدمه
سیری در ٦ تا ١۲ ماه آینده "کاستی" عمده شش ماه تا یک سال آتی این است که وضعیت داخلی ایران باید از این دیدگاه مورد ملاحظه قرار بگیرد، که روند آن به شدت به سمت پذیرش گسترده تعامل با غرب می باشد. اما برخلاف تحلیل های غربی و به ویژه آمریکایی در مورد دیپلماسی و سیاست خارجی، روند داخلی در ایران به مفهوم هیچ راه حل "فوری" سیاه و سفید برای اسرائیل، عراق، مسائل موشکی و هسته ای، و مباحثی از جمله تسلیم ایران در برابر اتمام حجت (التیماتوم) های اخیر نیست. بلکه نشانگر آنست که اگر غرب و به ویژه آمریکا بخواهند، می توانند از طریق دست اندرکاری در مسائل و دل نگرانی های مشترک که در گذر زمان سرانجام به چهارچوب های مؤثر این مسائل مانند اسرائیل و "پرونده هسته ای" منجر می شود که طرفین در مورد آنها به شدت اختلاف نظر دارند، روند یا روابط امنیتی درازمدت با ایران را بنیان بگذارند. بااین حال رسیدن از وضعیت موجود به همکاری و رقابت مدیریت شده، روندی مشکل و
طولانی خواهد بود. خلاصه اینکه تعلیق کامل، باید به عنوان هدف غیرواقعگرایانه منتفی شود. (هدفی که حتی اصلاح طلبانی چون خاتمی نیز، در برابر آن تمکین نمی کنند.)
ریکاردو راددلی در عوض آمریکا باید به روند ۵+١ به عنوان طی طریقی به سمت راهکاری موثق تر و تأیید شده تر بنگرد، که کشورهای دیگر مانند روسیه، و اتحادیه اروپا را نیز در بر می گیرد. گرچه وجود ظرفیت غنی سازی برای هر رهبر واقع گرای ایرانی غیرقابل بحث و جرح و
تعدیل است، اما گستردگی و دامنه این ظرفیت قابل چانه زدن است. این نکته ای است، که
در ماه های اخیر مورد اشاره قرار گرفته است. بنابراین اشتباه خواهد بود که به نبود "بله" بدون شرط ایران به بسته ۵+١ در روز ١٩ ژوئیه (٢٩ تیر) به چشم آخر خط نگاه کنیم، که رفتن به سمت راهبرد خفه کردن و سرکوب اقتصادی ایران را غیرقابل اجتناب می سازد.
صفحه
[1]
2
|

